نقل مكان به خانه امن تر!
شيوانا استاد معرفت بود. يك روزصبح زود شيوانا سراسيمه وارد معبد شد و از تمام سالكين خواست تا معبد را به سرعت ترك كنند. چرا كه او روياي زلزله اي را ديده است كه تمام ساختمان هاي ضعيف شهر ازجمله معبد را خراب خواهد كرد. كاهن معبد شيوانا را مسخره كرد و به حاضرين گفت كه خداي معبد از آنها محافظت خواهد كرد و امن ترين جا براي جستن از خطر زلزله ، معبد است.
عده اي از سالكين ازمعبد بيرون آمدندو عده اي ديگر در آن ماندند. ساعتي نگذشت كه پيش بيني شيوانا به حقيقت پيوست و زلزله اي مهيب تمام ساختمان هاي ضعيف شهر ازجمله معبد را روي سر ساكنين خود خراب كرد. كاهن و كساني كه در معبد مانده بودند همگي زير آوار از بين رفتند. يكي از شاگردان شيوانا با كنايه و دلخوري از استاد پرسيد:”چرا خداوند به كاهن و عبادت كنندگان كمك نكرد. آنها به خانه خدا پناه برده بودند!“
شيوانا با تبسم گفت:” خداوند به آنها كمك كرد. خداوند به خواب من آمد و خبرزلزله را برايم آورد. در واقع خداوند از زبان من خطر را به آنها يادآور شده بود. كاهن و بقيه كافي بود چشمان خود را باز مي كردند و مي ديدندكه خانه خدا تمام عالم است ونه معبد و آنها فقط كافي بود از يك خانه خدا به خانه اي امن تر پناه مي بردند.!“



