تبليغاتX
خورشید درون

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد

گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید



از اینجا دانلود کنید




+ دادی 87/03/05 Balatarin
ما را نه غم از دوزخ و نه شوق بهشت است 

 بردار   ز   رخ    پرده     که    مشتاق   لقاییم

 


حضرت مولوی

+ دادی 87/02/20 Balatarin

بیدلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

"حافظ"

+ دادی 87/01/24 Balatarin
نو،روز آمد و سال تازه شد



Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com


بیاییم در لحظه سال تحویل آرام بگیریم و به درونمان بنگریم.

کی هستیم به کجا می رویم با این عجله.

سال جدید را با آرامش شروع کنیم.

عجله ما را به سوی مرگ می برد و آرامش در مسیر آغاز زندگی قرارمان می دهد.

آری زندگی جدید با شادی و آرامش.

سال جدید را فارغ از حسرت از دست دادن ها و نداشته ها شروع کنیم،بخندیم و شاد باشیم.

گذشته را به حال خود وا گذاریم و از آینده نترسیم


از نفس کشیدن،از لذت دیدن،حظ شنیدن. بله از حواس پنجگانمان لذت ببریم.

ما بزرگیم و قدرتمند،ما یکی هستیم.


نو روز بر همه ی شما بزرگواران مبارک


بهاران! لاله زاران! بر شما یاران! مبارک

نسیم ِ جویباران! سبزه زاران! برشما یاران! مبارک
صدای ِ آبشار، رود ِ خروشان، باغ ِ میوه
درود ِ کوهساران! بر شما یاران! مبارک
پیام ِ چایکاران! جنگل ِ سبز! باغ ِ نارنج
هوای ِ شالیزاران! بر شما یاران! مبارک
سلام ِ برزگر در شالیزار! عطر ِ گل ِ یاس
فضای دل نشین ِ شهر جانان! بر شما یاران! مبارک
پیام ِ کوه ِ لیلا! عطر ِ چای! خون ِ شقایق
درود ِ آب ِ دریا! دشت ِ زیبا! بر شما یاران! مبارک
پیام سرخ ِ یاران ِ سفر کرده تو دلها
سلام ِ آتش ِ چهار شنبه سوری! بر شما یاران! مبارک
نگاه ِ شاد ِ دختر بچگان! با رخت ِ تازه
درود ِ عیدی ِ نوروز ِ باستان! بر شما یاران! مبارک







http://www.youtube.com/watch?v=toKPukFRzSA


+ دادی 86/12/29 Balatarin
 

 سياست


Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com

هر كسي كه بتواند يك ظاهر ساز خوب ، يك رياكار خوب باشد ، رهبر سياسي تو ،

كشيش راهنماي تو خواهد شد . تنها چيزي كه او لازم دارد چهره اي است كه در

پشت آن پنهان شود . سياستمداران تو زندگي دوگانه دارند ، كشيش تو زندگي

دوگانه دارد – چهره اي در جلوي در ، و چهره ديگري در پشت در . و زندگي پشت

دري زندگي واقعي آنهاست . آن لبخندهاي جلوي در دروغين هستند ، آن چهره

هاي چنان معصوم ساختگي هستند . اگر مي خواهي واقعيت سياستمدار را ببيني بايد

او را از در پشتي نگاه كني . در آنجا او عريان ، همان گونه كه هست ديده مي شود و

كشيش نيز همين طور . اين دو نوع آدم هاي زيرك تا كنون بر بشريت سلطه داشته

اند . آنها خيلي زود دريافتند كه اگر مي خواهي بر بشريت حكم براني ، بايد او را

تضعيف كني ، بايد در او احساس گناه ايجاد كني ، بايد كاري كني تا احساس بي

ارزش بودن بكند ؛ عزت نفس انسان را نابود كن ، تمام شكوه او را از او بگير ، و

تحقيرش كن . و آنها چنان راه هاي ظريفي براي ايجاد اين حقارت يافته اند كه ابداً

خود آنها در تصوير ديده نمي شوند ؛ آنها تحقير كردن تو را به خودت واگذار مي

كنند ، آنها نابود كردن خودت را به خودت محول مي كنند . آنها به تو آموخته اند

كه آرام آرام خودكشي كني .


+ دادی 86/12/11 Balatarin
بينش نو


زماني كه خود را به روي غايت هستي مي گشايي ، هستي آناً به درون تو سرازير مي
شود . تو ديگر يك انسان معمولي نيستي – تو متعالي شده اي . بينش تو به بينش كل
وجود بدل شده است . اكنون ديگر جدا نيستي – تو ريشه هايت را يافته اي . معمولاً
همه بدون ريشه حركت مي كنند ، و نمي دانند قلبشان از كجا امتداد مي يابد يا
انرژي دريافت مي كند ؛ نمي دانند چه كسي در درون آنها نفس مي كشد ، نمي
دانند عصاره حياتي كه در درون آنها جاري است چيست . آن بدن نيست ، آن ذهن
نيست – آن چيزي است فراتر از تمام دوگانگي ها ، كه بهاگاواد نامیده مي شود –
بهاگاواد در ده جهت ...
وقتي وجود دروني تو باز مي شود ، ابتدا دو جهت را تجربه مي كند : بلندي و عمق .
سپس آرام آرام ، زماني كه اين به وضع ثابت تو بدل شد ، كم كم به اطراف مي
نگري ، و در تمام هشت جهت گسترش مي يابي . اما به محض اينكه به نقطه تلاقي
بلندي و عمق خود رسيدي ، مي تواني به خود محيط كائنات بنگري . آنگاه آگاهي
ات كم كم در تمام ده جهت گسترش پيدا مي كند ، اما جاده يكي بوده است .



پی نوشت:شعر زیبایی از  سارا   

 

چون هزاران سایه باشد در گذر
طرفت العینی تو در سایه نگر
بعد از آن در جستجوی نور باش
نور شو از سایه ها مهجور باش
مغز را دریاب فارغ شو ز پوست
سایه ای دیدی اگر نوری بر اوست
سایه معلول است نورش علت است
آن یکی را قلت این را کثرت است
چون شوی تو نور ربانیستی
هر کجا هستی و اصلا نیستی
سایه ها آنگاه گرداگرد تو
تو همه نوری و آنها گرد تو
بعد از آن از لامکان هم بگذری
هرچه باشد پرده یکجا می دری
تو شوی او او شود تو اینت بس
من چه گویم بیش از این ناگفته کس

 

 

 


+ دادی 86/12/05 Balatarin
Free Image Hosting at www.MyImageHosting.comFree Image Hosting at www.MyImageHosting.com


آزادی درونی
چه اهمیتی دارد اگر کسی از تو خوشش نیاید؟چرا باید با ناز دیگران تب کنی؟کسی که با خود اشناست و ارزش گوهر انسانی وجود خود را می داند نسبت به توجهات بی ارزش دیگران بی اعتناست.او با این بی اعتنایی خود را از قید دیگران می رهاندو به نوعی ازادی درونی می رسد.روح انسان در ازادی درونی زاده می شود.پس بیا از این به بعد در پی تولد دوباره روح خود باشیم.که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو.
 

برگرفته از وبلاگ دف و کوزه از استاد داریوش چهار دولی

بیوگرافی استاد اینجا

 

از هزاران دل یکی گیرد سماع

زان که هر کَس محرم پیغام نیست







 
 

 

 

 

+ دادی 86/11/30 Balatarin
يكتايي

    

زماني كه تنها هستي ، صرفاً تنها هستي – و ميان تنهايي و يكتايي تفاوت عظيمي

وجود دارد . زماني كه تنها هستي ، به ديگري فكر مي كني ؛ دلت براي ديگري تنگ

شده است . تنهايي يك حالت منفي است . احساس مي كني كه چه خوب بود اگر

ديگري – دوستت ، همسرت ، مادرت ، محبوبت ، شوهرت – پيش تو بود . اگر آن

ديگري نزد تو بود ، چقدر خوب مي شد ؛ اما ديگري نيست . تنهايي به معني فقدان

ديگري است .

اما يكتايي يعني حضور خود . يكتايي بسيار مثبت است . يكتايي يعني حضور ، يعني

حضور سرشار . تو چنان سرشار از حضور خويشتني كه مي تواني با تمامي حضور



+ دادی 86/11/27 Balatarin

 

شناخت خدا

 

 

اگر خواهان شناخت خداوند هستی خود را با حل معما ها سر گرم نکن. به پیرامون خود بنگر.او را خواهی دید که با کودکان کوی سرگرم بازی است.به اسمان نظر کن او را خواهی دید که در میان ابر ها می خرامد دستانش را در اذرخش دراز می کند و با باران فرود می اید.او را خواهی دید که در گل ها می خندد. انگاه در جان درختان قامت می افرازد و دستان سبز خویش را در باد تکان می دهد.مراقبه کن. اواز بخوان. برقص و دست افشان باش.غواص وجود خود شو و به ژرفای دل خود برو.وقتی پرندگان می خوانند خوب به اوازشان گوش بسپار. وقتی به استانه گلی می رسی با حیرت گرم تماشایش شو.اجازه نده دانسته های کهنه و بیات حجاب نگاه تو شوند.عشق بورز بی چشمداشت.

 

  برگرفته از وبلاگ       دف وکوزه 

+ دادی 86/11/25 Balatarin

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

 

     

 



دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

 نوشته‌های کارل ساگان با صدای خودش (824 کیلوبایت ، 3:31 دقیقه)

 

http://mastoor.ir/mambots/content/plugin_jw_allvideos/jw_allvideos_player.swf?file=http://mastoor.ir/video/palebluedot.flv&showdigits=true&autostart=false






 

 

+ دادی 86/11/20 Balatarin

Sign by Dealighted - Coupons and Deals