X
تبلیغات
خورشید درون

 

گوش دادن يعني آموختن زيرا وقتي خاموش گوش فرا مي دهي كل هستي سخن گفتن با تو را آغاز مي كند . وقتي كاملاً ساكتي اين عاليترين لحظه براي يادگيري است . - اشو

Listening is learning. Because when you listen silently, the whole existence starts speaking with you. When you are absolutely silent, that is the greatest moment to learn. - Osho

 


برچسب‌ها: گوش دادن, Listening
+ دادی 92/03/03
معبد خداوند فقط به روی
دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .
دل گرفته را به این معبد راهی نیست ،
پس ، از اندوه اجتناب کن.
دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن
درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس-
و برای این { دلشادی و آواز و رقص } به دنبال دلیلی نباش .
کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .
{چون شاخ تر به رقص آ } و نغمه ساز کن-
نه برای دیگران ،
نه به خاطر چیزی ،
برقص ، فقط به خاطر رقص ؛
بخوان ، فقط برای آواز ؛
آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود ،
و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد .
این گونه زیستن ، آزاد بودن است.

+ دادی 92/02/26
همچون يك بذر زاده شده اي

مي تواني همان بذر بماني و بميري             

اما مي تواني گل باشي و بشكفي

يا درخت باشي و ببالي

اوشو

+ دادی 92/02/26

عشق چنان از احترام سرشار است كه آزادي را هديه مي كند. اگر عشق، آزادي به همراه نياورد، عشق نيست، چيز ديگري است.


((اشو))

+ دادی 91/06/18

كشتي‌راني مگس

‌مگسي بر پرِكاهي نشست كه آن پركاه بر ادرار خري روان بود. مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتي مي‌راند و مي‌گفت: من علم دريانوردي و كشتي‌راني خوانده‌ام. در اين كار بسيار تفكر كرده‌ام. ببينيد اين دريا و اين كشتي را و مرا كه چگونه كشتي مي‌رانم. او در ذهن كوچك خود بر سر دريا كشتي مي‌راند آن ادرار، درياي بي‌ساحل به نظرش مي‌آمد و آن برگ كاه كشتي بزرگ, زيرا آگاهي و بينش او اندك بود. جهان هر كس به اندازة ذهن و بينش اوست. آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است. و ذهنش به اندازه درك ادرار الاغ و برگ كاه.


داستانی از مثنوی

+ دادی 91/03/24
عینیت شروع می‌‌شود و پایان می‌پذیرد؛ ذهنیت شروع می‌‌شود ولی‌ هرگز پایان نمی‌‌پذیرد


اشو

+ دادی 91/03/11

آگاه شدن از ذهن، شاهد بودن ذهن است

همنچنان که مشاهده گری ریشه یافته و قوی تر می گردد،

این حس که فراسوی ذهن هستی آغاز می گردد

آرام آرام فاصله ی تو و ذهن بیشتر و بیشتر می گردد،

آن گاه مشاهده گری ات به قله ی رفیع و روشن رسیده

و ذهن در قعر دره ی تاریک رها شده است

هنوز می توانی پژواک ها را بشنوی اما ابدن تاثیری بر تو ندارند

تو فراتر از دسترس آنها هستی

 

 

اشو

 

+ دادی 91/02/17

وقتی ذهن می شناسد، آن را دانش می خوانیم.


وقتی دل می شناسد، آن را عشق می خوانیم.


و آنگاه که وجود می شناسد، با مکاشفه رو بروییم.

+ دادی 90/11/28

 

راه برون رفت از ذهن این است که به ساز و کار و مکانیسم ذهن، حافظه، خیالبافی، افکار، آرزوها و تصوراتش آگاهی یابی. آنها در صفحه ی ذهن در آمدو شد هستند. فقط کناری بایست و بدون قضاوت و ارزیابی هر آنچه که می گذرد را تماشا کن. درست شبیه آیینه ای بی زنگار که هرچه از مقابل اش می گذرد را منعکس می کند … بدون هیچ تفسیری نظاره گر باش.
در آغاز مشکل به نظر می رسد زیرا عادت کرده ایم هر چیزی را تفسیر و تشریح کنیم. اما فقط کمی شکیبایی، در سکوت نشستن، هیچ کاری نکردن و نظاره گری محض آن را به ارمغان می آورد. و آن هنگام بعدی کاملا” تازه به رویت گشوده می شود.

 

 

اشو

 

 

 

 

+ دادی 90/11/17
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست

+ دادی 90/11/05

Sign by Dealighted - Coupons and Deals